ترسیم مصائب قتلگاه و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام و عصر عاشورا
شاعر : عباس شاه زیدی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
قالب شعر : غزل
غروب بود و قـدش دیگر ایستاده نبود هزار و نهصد و پنجاه زخم، ساده نبود
هزار و نهصد و پنجاه بار زینب مُرد چه روضهها که در این بغض ایستاده نبود
میان آن همه اندوه سر به نیزه گذاشت صدا زد العطش و یک حلالزاده نبود
چنان گداخت لبش از عطش که باران هم حریف داغی آن عصر فوق العاده نبود
نـگــاه کـرد بـه جـام بــلای روز ازل چنان تهی شده بود از بلا که باده نبود
عـلی اکـبـرش آن گـوشه ارباً اربا بود زمان بیکـسـی شـاه، شـاهـزاده نـبـود
سری میآید و نـاقـوس دِیْـر میلـرزد کسی حریف نشانی که عشق داده نبود
به خیزران که رسیدم دهان شعرم سوخت مجال روضه بـرایم از این زیاده نبود
|